تبليغاتX
تاریخ و پیش ازتاریخ ایران و جهان
اسطوره ها،افسانه هاو الهه های ملت های مختلف
گروهای رومی:رومیان بسیار دیرتر از یونانیان اغاز به کار کردند . در عصر نوسنگی مردمانی که انها را لیگور هاligure  می نامیدند به ایتالیا رسیدند این مردمان از شمال افریقا و از طریق اسپانیا بدین سرزمین راه یافتند لیگورها مردمانی زیرک و باهوش بودند و به این خاطر در امپراتوری روم دوام اوردند.

در هزاره سوم پیش از میلاد مهاجمان دیگری همانند مهاجمان دگر از مسیر شمال به ایتالیا راه یافتند و با خود عناصر تازه ئی را بدین سرزمین اوردند . یکی از این عناصر فلز و ان هم فلز مفرغ بود.

مفرغ و سلاح مفرغی با استیلای نظامی همراه بود که با ان برای نگهداری دژها و اردوگاه های قابل دفاع و ذوذنقی شکلی بنا نهادند که چوبین وهمانند گونه ای از اقامتگاه های دریایی بر روی زمین بود که این گونه اسکانها رو تره مارا terremara مینامیدند.

 در سده یازدهم پیش از میلاد جای مردمان عصر مفرغ را موج سومی از مردمانی که با سلاح اهنی مسلح بودند گرفتند . این مردمان که ویلانوا villanova نام داشتند و از ویلانوا شهرک کوچکی امده بودند.

گروه چهارم گروهی بود که از تمدن والایی برخوردار بود انها از اسیای کوچک امده بودند و اتروسک etrusceنام داشتند انها مهارت زیادی در نقاشی ، فلزکاری ، پیکرتراشی و مهارت در دریانوردی داشتند .

سرانجام پنجمین گروهاین مجموعه تشکیل دهنده اجزاء رم و و توانمدترین انان یونانیان بودند . در شمار بوملاد هلاس hellas می توان از مستعمرات یونانیان در جنوب یونان نام برد که برخی از انها در صد مایلی رم قرار داشت و مجموعه ی این مستعمرات انقدر زیاد بود که از انها با نام ماگناگریشیا maga gracia یونان بزرگ یاد می شد ، بازمانده معابد دوری dori از ان روزگار در ماگناگریشیا و سیسیل بیش از خود یونان است.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 1:8  توسط امینه . ص  | 

 

ایندره :

در اشعار ریگ ودا که بسیار معروف است خدای جنگجو و خدای طوفان است که بوجود اورنده باران های سیلابی و رعد و برق است او دارای صلاحی بنام وجره است که به معنی رعد می باشد همچنین نوشیننده ی شراب سومه است ( نوشابه ی جاودانگی بخشی است که قدرت خود را سومه می گیرد ) در زمان تولد ایندره گفته شده آسمان و زمین چنان لرزید که همه کائنات معابد پا به فرار گذاشتند از دیگر صفات ایندره با وَرتَره جِن یا ورتره گن که دیو خشکسالی است مبارزه میکند چون که همه آبهای زمین را نوشیده است و باعث قحطی و خشکسالی شده پس او را شکست می دهد و آبهای زمین را آزاد می کند پس در حقیقت او خدای برکت بخش و جنگاور است و در ادبیات ودایی هند او به خدای بزرگ دره سند تبدیل می شود .

ویو / وای :

خدای فضا و هوا است از اسرار آمیزترین خدایان هند و ایرانی است و گفته شده به دیو نفس جهانی بنام یورشه ساخته شده و دنیا از بدن او ساخته شد و در بعضی دیگر روایات دیو شبیه به ایندره است یا ارابه ران ایندره است که در چنین حالتی ارابه از طلاست و هزار اسب او را میکشد پس می توان گفت ویو نماد حالت دیگری از خدایان جنگجو است که تحت هیچ نظامی در نمی آید و هیچ چیز قدرت مقاومت با او را ندارد .

اگنی :

خدای آتش که با بجا آوردن آئین و نیایش صورت می گیرد او در هند هم زمینی است و هم ایزدی ، فرزند آسمان و زمین است میگویند او را از آسمان به زمین آورده اند ، هنگامی که مردم نثارها را بر او می افشانند و دعا ها را می خوانند بر این باورندکه آتش واسطه ی میان انسان و خداست و در اینجاست که دو جهان به هم پیوند می خورند اگنی خدایی است که قربانی را دریافت می کند و بعنوان روحانی دینی آن را به خدایان تقدیم می دارد . همان طور که آتش همه پلیدی ها را پاک میکند اگنی هم همه گناهان و خطاها را تطهیر می کند .

سومه :

یکی از شخصیتهای اصلی در آئین پرستش ودایی است که در این آئین ها هم خداست و هم گیاه ، در فرهنگ ایران از آن با نام هوم یا هومه یاد می شود. نماد زمینی ایزد سومه نوشیدنی سکرآوری است که از گیاه زرد رنگ آن را میگیرند که آن را می سایند و شیره ی گرفته شده ی آن را از صافی پشمینه ای عبور می دهند و در خمره های آب و شیر می ریزند که زردی این مایع به اشعه های خورشید و روانی آن به ریزش باران تشبیه شده است از این رو سومه را سرور یا شاه رودها می نامند سومه دارای سیطره جهانی است و در میان خدایان نقش موبد را دارد و به آن نیرو می دهد سومه جنگجوی بزرگی است و موبدانی که سومه بنوشند ، دشمنان را سریعا از بین خواهند برد . بنابراین سومه خدایی است که در بردارنده نیرو ، درمان ، ارزانی کننده ثروت است و خدای قربانی و جنگجو می باشد و در روایتی آمده در نیمه نخست هر ماه 36300 خدا از سومه تغذیه میکنند و به جاوندانگی میرسند و در نیمه دوم هر ماه سومه خوراک نیاکان مقدس است .

یمه :

شخصیت برجسته ای که از او در ریگ ودا سخن به میان آمده ، او انسان نخستین است که پس از مرگ خدای مردگان شده و بر دنیای مردگان فرمان روایی میکند یمه همراه با خواهر خود یمی که در پهلوی جمیک است دیده شده او قهرمان برجسته ای در اساطیر هند و ایرانی است گفته شده یمه و یمی نخستین زن و مرد جهان بودند و به خواست یمی در حالی که از ناخشنودی میترا و ورونا بیمناک بودند ، زن و شوهر شدند و نسل انسان از آنها متولد شد و راهی که به راه نیاکان مشهور شد کشف کردند این راه راهی بود که مردگان را به بهشت هدایت می کرد.و یمه بعد از کشف راه نیاکان نخستین انسانی بود که مُرد و بعد از مرگ به شهریاری و دنیای مردگان دست یافت او شاه مردگان بود و مرگ را ، راه یمه می دانست .

رتا :

ایزدی که همکار و همراه ورونا است وظیفه ی او به نظم در آوردن همه چیز است ، نظم در طبیعت ، نظم در تولد ، همکاران او اوشاس و ایزد بانو سوریا - ساویتا ، خدایانی که با خورشید و پرتو خورشید در ارتباط هستند می باشند ، اوشاس الهام بخش زیباترین سرودهای ودایی است که در ریگ ودا ستایش شده و نفس بخش همه موجودات و بیدار کننده خفتگان از خواب مرگ است .

برهما :

از خدایان سه گانه که در اواخر دوران ودایی بنام خدای آفریننده خالق کل مورد پرستش قرار میگرفت و بعد از انجام وظایفش نسبت به خدایان دیگر مثل شیوا و ویشنو کمتر مورد پرستش قرار گرفت . در سراسر هند فقط دو یا سه معبد مخصوص به او وجود دارد . در واقع او را خدای خدای هندو می دانستند که بعد از آفرینش جهان دیگر روی زمین فعالیت و کاری ندارد ، برهما به صورت شاهی تصور می شود دارای 4 سر و مشغول خواندن کتاب وداها که او را سوار بر مرغابی سفیدی تجسم می نمایند و یکی از بزگان مقام او می گوین برهما ابتدا دارای 5 سر بوده ولی چون خود را برتر از شیوا دانسته ، شیوا هم یک سر او را قطع کرده است .

شیوا :

از خدایان محبوب هند است او در اوایل عصر ودایی پرستش میشده ولی در دوران بعد مقامش بالاتر رفته و به جای خدای« رودره» مینشیند ( خدای جنگجو است که گاهی شوم و کشنده است و گاهی هم نجات دهنده )شیوا هم کشنده است هم خالق موجودات چون در اعتقادات هندی مسئله تناسخ وجود دارد یعنی همواره مرگ و حیات تداوم دارد و موجودات در نظام تناسخ تغییر شکل میدهند شیوا در این تغییرات و مرگ و زندگی نقش اساسی دارد. غالبا شیوا در حالت رقص روی جسد شیطان است که 4 دست و از هر طرف باز میشود در هریک دست طبل کوچکی ، و شعله ای فروزان و شکل هلال ماه نو بر روی سرش ، گفته شده تقسیم آب رودخانه گنگ به هفت شعبه از گیسوان شیوا جاریست از سر و پای وجود شیوا نیروی حیات به جلوه در می اید و رقص او رمز سرعت ، دوران تولد و مرگ است .

ویشنو :

در اندیشه های مردمان از دوران کهن جای خوبی دارد و در دوران کهن به عنوان مظهر خورشید بوده اما در اواخر عصر ودایی او یکی از سه خدای برتر محسوب می شود . به عقیده ی هندوها در روی زمین به شکلهای مختلف ظاهر می شود یکی به شکل انسان در حالتی که انسان را هدایت میکند ظاهر می شود و در وداها ویشنو خدای نیک خواه است و از او بعنوان نگهدار شکست ناپذیر یاد میشود و این نشانه ای از جایگزین شدن او در تثلیث آئین هند است ویشنو در وداها خالق روشنایی است و سه گام او موجب پیدایش نورخورشید ، آذرخش و آتش است در بعضی روایات منظور از سه گام ، سه مرحله ی مکان خورشید در موقع طلوع ، اوج و غروب است که دو گام او برای انسان قابل دیدن است و یک گام دیدنی نیست ولی در بعضی روایات دیگر این سه گام را ، زمین ، هوا و آسمان می دانند .

ویشنو به اشکال زیر فرود می اید :

1- انسان نخستین 2- قهرمان افسانه ای راما که نماد مردانگی ویستا است 3- کریشنا ( جوان چوپان خوش آواز ) 4- لاک پشت 5- ماهی 6- شیر 7- خرس 8- انسان و... در کل به 9 صورت فرود می آید . ویشنو خدایی با 4 دست است به صورت حلزون در یک دست اسلحه در دستی دیگر حلقه آهنین و در دست دیگر گرز و در یک دست دیگر نیلوفر آبی .

میترا :

توصیف میترا در هند شباهت کاملی با توصیف او در ایران دارد که او خدای پیمان است و شریک ورونا ، که مهر و دوستی وظیفه اوست. برای اطلاعات بیشتر به پست قبلی مراجعه کنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:9  توسط امینه . ص  | 


این تمدن در کنار رود سند تشکیل شد یعنی در سالهای 4000 تا 2500 ق. م در دره ایندوس که دو تمدن معروف و بزرگ شکل گرفت :

1-موهنجودارو      2-هارپا

هاراپا در پنجاب و موهنجودارو در دره سند قرار داشت و و از نظر معماری و بهداشت بسیار پیشرفته بودند در اواسط هزاره دوم ق.م آریایی ها به هند حمله کردند و با اقوام بومی بنام دراویدی ها جنگیدن و خودشون سراسر قلمرو هند رو تسخیر کردند بعد از تسخیر هند سیستمی بنام  « کاست »  رو در هند بوجود آوردند که در رده های اول خود آریایی ها بودن و در طبقات پایین تر مردم بومی هند ، که گفته شده همین سیستم باعث عقب ماندگی هند شد چون هر گروهی باید در جای خودش فعالیت کنه همین هست که اجتماع شکوفا نمشود و دلیل مهم پیروزی آریایی ها در برابر هندی ها این بود که آنها سوارکاری با اسب را آموخته بودند .

هنرهای عمده ی هند :  1- هنر هند و بودایی
                              2- هنر هند و برهمنی
                              3- هنر هند اسلامی

هنر هند بودایی

مربوط به اصل فلسفی هند است یعنی مذهب بودایی ، بودا شاهزاده ی هندی بود ولی با توجه به تحولی که در او ایجاد میشه دست از مقام درباری خودش کناره می گیرد ، می رود به جنگلها و در اونجا به مراقبه مینشیند (تمرکز شدید ) تا اینکه به روشنگری میرسد و حقایق عالم بر او معلوم میشود واز این رو به تعلیم و تربیت مردم شروع کرد ،که وصیتهایی هم داشت و یکی از اونها این بود که از چهره ی من  نقاشی نکنید و نه مجسمه ای بسازید ولی بر خلاف وصییتش عمل شد ، در ضمن ، خود بودا به یکی از شاگردانش وصیت کرده بود که بعد از مرگم جسدم را بسوزانید و بر روی یک تَل یا تُل دفن کنیدو خوشبختانه این کار انجام شد ومکان دفن او معروف به سانچی استوپا شد.
سانچی که اسم شهری هست و استوپا بناهایی هستن که گنبد بسیار عظیمی دارند ،  پس سانچی استوپا یادگار بودا است .
خصوصیات مجسمه های هندی : همه ی مجسمه ها نشسته بر روی گل نیلوفر ، گوشهای بلند تا روی شانه  به معنی دانایی ، چشمهای نیمه باز به معنی تفکر و بینایی .

هنر هند برهمنی :

هندی ها خدایان پرست هستن و خدایان زمان ودایی آنها :

ورونا : خدای آسمان
اگنی : خدای آتش
ایندرا : خدای صاعقه و رعد و برق
 سیتا : خدای کشتزار

خدیان ذکر شده در دوره هند برهمن مورد ستایش بود اما در همین دوره خدایان دیگری هم به قدرت رسیدن مانند خدای شیوا ، خدای برهما و خدای ویشنو

هنر هند دوره اسلامی :
دین اسلام در قرن اول هجری بوسیله سرداران عرب و ایرانی در شمال هند نفوذ پیدا کرده و به مدت ده سال تحت تابعیت خلفای دمشق بود بعدا صفاریان قسمت شمال هند رو تصرف کردند و باعث پیشرفت فرهنگ فارسی و ترویج دین اسلام در هند شدندغزنویان هم تعداد زیادی از پادشاهانشان با حکومت در هند مساجد و مدارس و خانقاه های زیادی در آنجا ساختند ولی با تشکیل سلسله های مختلف اسلامی در هند ، که پردوام ترین سلسله سلسله ی گروکانیان هند بود ، گروکانیان نژادا از مغولان بودند و پادشاهانشان مسلمان بودند و آثار اسلامی که در هند وجود دارد مربوط به همین پادشاهان است این پادشاهان 4 همسر ایرانی داشتند و همین امر موجب پیشرفت دین  اسلام و زبان ایرانی شد که حتی در زمان یکی از پادشاهان ( اکبر شاه ) زبان فارسی رسمی کشور اعلام شد  .

توضیح  مفصل خدایان هندی در پست بعد . 
+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 12:39  توسط امینه . ص  | 


بهرام / وهرام (وَرَثرَغنه )
به معنی درهم شکننده مقاومت و صفت خدای پر آواز هندی یعنی ایندره که از گروه دئوه ها است رو به خود اختصاص داده . ایندره در تحول اندیشه ها و در گذرخود از هند به ایران صورت منفی به خودش میگرید و تبدیل به « دیو » درمفهوم امروزی میشود و در مقابل اردیبهشت امشاسپند( پست های قبل توضیح دادم ) قرار میگیرد. ولی وَرَثرَغنه که صفت ایندره بوده به ایزد مهمی بنام بهرام تبدیل میشود . او خدای جنگ است و به صورتهایی مثل : باد تند، گاو نر زرد گوش زرین شاخ ،اسب سفید با ساز برگ زرین ، شتر بارکش تیز دندانی که پای بر زمین میکوبد و پیش میرود ، گراز تیز دندانی که به یک حمله میکشد ، پرنده تیز پروازی که احتمالا تجسمی از باز است ،قوچ دشتی ، بز نر و سرنجام به صورت مردی دلیر که شمشیری زرین تیغه در دست دارد .
از تجسم های نام برده شده دو مورد آن مهمترین هستند :

1- پرنده تیز پرواز ( احتمالا باز ) 2- گراز که در ایران نشانه نیرومندی است

بهرام درفش دار ایزدان مینوی و مسلح ترین آنهاست و از نیرو، نیرومندترین، از نظر پیروزی ، پیروزمندترین ، و از نظر فره ، فره مندترین آنهاست . و او در یکی از صورتهای خود یعنی گراز ایزد مهر را همراهی میکند معتبرترین آتش آئینی زردشتیان بهرام نام دارد . این آتش شاه پیروزمند آتش هاست . او با نام اورمزد این آتش را میخواند و از او میخواهد در برابر قوای تاریکی او را یاری کند و به او نیرو ببخشد . همتای او در بین خدایان یونانی مارس یا مریخ است ولی در مقایسه بهرام از محبوبیت بیشتر برخوردار است .

وای ( ویو )

تجسمی از فضا و باد است  بادی که در ابر باران زا زندگی می آورد و در طوفان مرگ . از اسراآمیزترین خدایان هند و ایرانی است که در هند باستان او را برآمده از نفس غول جهانی میدانند که دنیا از بدن او ساخته شده و او را روح خدایان بشمار می آورند و در ایران او خدای دَم زندگی است و اورمزد و موجودات خوب برای او قربانی میکنند . او گردونه زرین دارد . خدایی تیزرو و صفت پیروز شونده دارد و همانطور که اورمزد در دنیای روشنی و خوبی حکمرانی میکند و اهریمن در دنیای تاریکی و بدی حکومت میکند وای در میان خلاء میان آن دو حاکمیت میکند. در وای مفهوم بی طرفی و دو پهلویی وجود دارد ؛ زیرا هم وای خوب وجود دارد هم وای بد که وای خوب جزء ایزدان است و وای بد در گروه اهریمن است پس می توان به او دو جنبه داد جنبه حیات بخش و جنبه ی مرگ آفرینی . صفت عمده ی او در متون پهلوی «دیرنده خدا» یا «دیرنگ خدا » یعنی کسی که فرمان روایی دراز مدت دارد .

سروش (سرَئوشه )
به معنی اطاعت ، فرمانداری و انضباط است . از شخصیتهای محبوب ایران باستان است و در مراسم و نیایشها حضور دارد و نیایشها را به بهشت منتقل میکند و در سرودها به عنوان سرور آئین های دینی به یاری طلبیده میشود سروش نخستین آفریه ی اورمزد است برسُم به دست میگیرد  سروش روان را پس از مرگ خوشامد میگوید و از آنها مراقبت میکند در داوری انجامین روانها با مهر و رشن همکاری دارد . ایزدان اشتاد و اشی نیز یاران او هستند بر پیمان اورمزد و اهریمن نظارت دارد بهترین نابود کننده دروغ است .

توصیف سروش
بر فراز البرز کاخی دارد با هزار ستون که از درون، که از درون خود به خود روشن است و از بیرون از ستارگان نور میگیرد . گردونه او چهار اسب سفید تندروی زیبا با پاهای زرین دارد که این اسبها بدون سایه هستند . بهترین حامی درمانده گان است و نگهبان آتش . به خاطر محبوبیت فراوانی که سروش در میان پیروان آیین ایران باستان دارد، در متون پهلوی گاهی به عنوان آخرین امشاسپند بشمار آمده است . 

نکته ها :
در قسمت بالا از آتش بهرام گفته شد ، سه گروه آتش آیینی وجود داره : آتش بهرام ، آتش آدُران و آتش دادگاه . که آتش بهرام قداست خاصی دارد برای اینکه با تشریفات خاصی آماده میشود . شانزده آتش را از منابع مختلف جمع آوری میکنند و آنگاه 1128 بار آن را تطهیر میکنند ، یعنی هیزم را رو آتش میگیرند ، وقتی با گرمای آتش این هیزم شعله ور شد ، یک مرحله ی تطهیر انجام گرفته است ، این جریان یکسال به درازا میکشد و تعداد اتشهای بهرام محدود است و نیاز به مراقب خاصی دارد . آتش آدران و دادگاه از اهمیت کمتری برخوردار است.

برسُم : عبارت است از شاخه ی مقدسی که در آیین های دینی بکار گرفته میشود که قبلا از شاخه انار درست میشد و در دوره های متاخر از فلز ساخته می شده .

نام بردن ایزدان در این پست به پایان رسید  .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 18:35  توسط امینه . ص  | 

ناهید / اَناهید (اردوی سوره آناهیتا )

الهه عشق و باروری است که قدمت این ایزد بانوهم مثل میترا به پیش از زردشت می رسد (در پست قبلی منظور از پیش از زردشت گفته شده) . اردوی به معنی روطوبت که در آغاز نام رودخانه مقدسی  بوده و همتای ایزد بانوی سَرَس وَتی در آیین ودایی می دانند برخی هم میگویند اردوی صفت سرس وتی  بوده است که در هند به رودخانه کوچکی در ناحیه پنجاب کنونی است ؛ اما در ایران به صورت هَرَخوَتی درآمد که نام دریاچه ای درافغانستان کنونی است . بعدها جای سرس وتی را دو صفت « اردوی » و « سوره » گرفت . که معنی و در بسوره یا سورا  در اردوی سوره آناهیتا معنی نیرومند و پرزور دارد و آناهیتا پاکی و بی آلایشی معنی میشود و در کتیبه دوم هخامنشی از اردشیر دوم  بسیاری متنها به صورت خلاصه شده آناهیتا در می آید .
 
تجسم آناهیتا در آبان یشت
 
زنی جوان ، خوش اندام ، زیبا چهره با بازوانی سپید و اندامی برازنده ، کمربند تنگ بر میان بسته ، به جواهر آراسته ، با طوقی زرین بر گردن ، گوشواری چهارگوش در گوش ، تاجی با صد ستاره هشت گوش بر سر با کفشهایی درخشان در پا ، با بالا پوشی زرین و پرچین . نام این خدا نخستین بار به صورت اَناهیتا در کتیبه های هخامنشی از دوره اردشیر دوم دیده میشود . و به این دلیل الهه عشق و باروری است زیرا چشمه حیات از وجود او میجوشد و بدین گونه «مادرخدا » نیز نامیده میشود .
تندیسهای باروری را که به الهه مادر موسومند و نمونه هایی از ان از تپه سراب کرمانشاه (با قدمتی در حدود 9 هزار سال ق.م )  و در کاوشهای شوش بدست آمده است ،تجسمی از این ایزد بانو میدانند . او همتای الهه ی آفرودیت، الهه عشق و زیبایی در یونان ، و ایشتر ، الهه بابلی ، بشمار می رود .

تیشتَر (تیشتریه )

خدایی که با باران اتباط دارد  پس اصل همه آبها و سرچشمه باران و باروری است . در متنها او را «ستاره تجلی شکوهمند» نام برده اند . در تیشتر یشت اوستا ، نبردی با دیو اپوش که همون دیو خشکسالی هست دارد که اپوش باران را از باریدن باز میدارد و تیشتر به یاری مینوی خرد ( یکی از معانی مینو روان و روح است و نماد هرعنصر مادی و معنوی در دنیای مینوی ) و به همکاری ایزد باد ،آب را به بالا و به یاری ایزد برز (اپام نپات ) و فروهر یا فرَوَش نیکان وبه یاری ایزد هوم و بهمن امشاسپند به نبرد این دیو خشکسالی میرود . تیشتر در مدت ده شبانه روز اول به شکل مرد بلند قامت و جوانی به آسمان پرواز میکند و باران را به زمین سرازیر میکند بارانی که هر قطرش به اندازه یه جام و به بلندی یه مرد است و وقتی باران باریده شد به زمین میره و جانوران موزی از بین میرن آنگاه ایزد باد با وزیدنش آبها رو به کرانه های زمین میبره و دریای فراخکرد بوجود میاد . در ده شبانه روز دوم به شکل گاوی زرین شاخ میشه و در آسمان پرواز میکند و از ابرها به زمین بارن میباراند .در ده شبانه روز سوم به شکل اسبی زرین گوش ، زیبا ،سفید و با ساز وبرگ زرین در آسمان پرواز میکند و از آسمان باران می باراند و در انجا با دیو اپوش که به شکل اسب سیاهی بی یال و بریده گوش و با دم سیاه و کوتاه با ظاهری ترسناک ، روبه رو میشود و در ابتدا دیو اپوش از ایزد تیشتر زرنگتر است و ایزد تیشتر شکست میخورد و دیو اپوش او را هزار گام از دریای فراخکرد دورتر میکند و تیشتر به نزد اهورامزدا میروه وشکایت از مردم میکند که ناتوانی من به خاطر نیایش نکردن مردم برای اوست و اورمزد به او نیروی ده مرد جوان ، ده شتر ، ده رود و ده کوه میبخشد . و به خاطر نیروهای تیشتر دیو اپوش از ترس فرار میکند و تیشتر او را هزار گام از دریا دور میکند و باد ابرهای باران زا را به این سو وآن سو میبرد. تیشتر گرز خود را به آتش وازیشته که در ابرهاست میکوبد . این آتش شراره میکشد و همکار دیو اپوش که سپنجروش ( سپنجگر ) نام دارد از وحشت فریادی میکشد و میمیرد و بعد از مردنش این با قطرات بارانی به بزرگی سر گاو و سر انسان بر هفت کشور میبارد تیشتر ده شبانه روز باران می باراند و تمام جانوران موزی که در زمین است به دریا میرود که شوری آب دریا به این خاطر است که بعد از سه روز باد ایزدی برمیخیزد و آبها را به انتهای زمین میبرد که از این آبها سه دریای بزرگ ،بیست و سه دریای کوچک ، دوچشمه و دو رود پدید می آید . در ضمن تیشتر سرور همه ستارگان و حامی سرزمین آریایی است و نژادی از اپام نپات دارد

جشن تیرگان که در روز سیزدهم تیر ماه برگزار میشود منسوب به اوست .

سه نکته در مطلب ایزد تیشتر وجود داره گفتم شاید سوال باشه  توضیح میدم :

1- تیشتر        2- فروهر یا فَرَوَش نیکان        3- آتش  وازیشته

- تیشتر در بندهشن آمده که همان تیر است و برخی هم معتقدند که پیرتر از تیشتر بوده و خدایی مستقل ولی با صفاتی همانند تیشتر و متعلق به نواحی غربی ایران که بعدها به صورت خدای واحدی صورت میگیرند .

- فروهر یا فرَوَشی ها گروه معروفی در اساطیر ایران هستند .مانند همه آفریدگار مادی که یک اصل مینوی دارند هر انسانی هم یک «خود » آسمانی داردکه فرَوَشی روح محافظ اوست و هر بدی که انسان بر زمین کند خود آسمانی او تاثیر ناپذیر است و در نهایت فروشی رو پاسبان آدمی در تولد و بعد از مرگش هم باقی می ماند.

- بنابر باور های اساطیر ایرانی در جهان پنج گونه آتش مینوی است :

1-- آتش برزیسوه ( barzisavah ) که در بابر اهورامزدا میسوزد .
2- آتش وهوفریانه(vohufrayana) که در تن مردمان و جانوران جای دارد .
3- آتش اوروازیشته ( urvazshta ) که در گیاهان است .
4- آتش وازیشته (vazishta ) که در ابرهاست .
5- آتش سپنیشته (spanishta ) که در کانونهای خانوادگی جای دارد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 11:25  توسط امینه . ص  | 

مهر / میتره / میترا

سنت پرستش مهر به دوران های بسیار کهن بر میگردد و در تاریخ اسطوره های خدای مهمی بوده است البته با توجه به لوحه هایی که به خط میخی و زبان هیتی در بغازکوی آسیای صغیر پیدا شده قدمت میترا به 1400 سال پ.م میرسد  در مطالب قبلی گفته بودم که نام میترا با ورونا  ترکیب میشوند و میتره - ورونه رو شکل میدهند . توصیف میترا در سنت هندی به این گونه است که گردونه ای درخشان و اقامتگاهی زرین با هزار ستون و هزار در دارد . او خدای پیمان است و وظیفه دارد بر پیمانها نظارت کند . و با هر که پیمان بشکند دشمنی میکند و به همین خاطر است که به خدای جنگ مبدل میگردد مثلا گفته شده سپاهیان ایران قبل رفتن به جنگ با کشورهای ضد مهر نیایشهایی بر بالای اسبهایشان به درگاه مهر انجام میدادند که بعدها این نیایشها زیر بنای کیش مهر یا میترائیسم در غرب شد . سرود مخصوص میترا مهریشت است که گفته شده پیش از خورشید ظاهر میشود و بعد همراه با او از مشرق به مغرب میرود و و پس از فرورفتن خورشید نیز به زمین می آید و بر پیمانها نظارت میکند به همین خاطر صفت خدای همیشه بیدار را به گرفته است .

توصیف میترا در مهریشت

او دارنده هزار گوش و ده هزار چشم است دستهایی بلند دارد که میتواند به همه جهان دراز کند .جایش بر بالای کوه البرز است بر تن زرهی زرین وبر دوش سپری سیمین و در دست گرزی گران  دارد .او بر گردونه ی مینوی ستاره نشانی با چهار اسب سفید نامیرا که نعلهای زرین و سیمین دارند و ساخته سپندمینو هستند سوار میشود اسبهای مهر بدون سایه هستند .
او در پای پل چینود همراه ایزد سروش و ایزد رشن شرکت دارد و بر قضاوتها نظارت میکند . بازمانده جشنهایی که داشته جشن مهرگان است که در شانزدهمین روز از ماه مهر برگزار میشود که قرینه نوروز است . و جدای از اندیشه های ایرانی و هندی ، مهر به صورت خدای رومی  بنام ( میتراس ) در می آید .
 و درکشور های غربی مهر به صورت کودک یا جوانی از صخره زاده میشود ، با دشنه ای که روزی با آن گاو نر را میکشد .

گفته شده خورشید و میترا دو یار وفادار هستند دلیلش ای بود که بعد از متولد شدن می خواست نیروی بدنیش رو امتحان کنه پس با خورشید زورآزمایی میکنه خورشید نمیتونه تحمل کنه پس در نبرد به زمین می افته و مهر دست راستش رو برای کمک به خورشید دراز میکنه و این دوایزد با هم دست میدهند که نشانه ی تبعیت خورشید به مهر بود و بع مهر تاجی بر سر خورشید نهاد . 


ربیهون / رپیثون/رپیتون

به معنی نیمروز و سرور و نگهبان گرمای نیمروزی است و همکار ایزد تیشتر است هر گاه دیو زمستان ظاهر میشود رپیثون خود را در زیر زمین پنهان میکند و آبهای زیر زمینی را گرم نگاه میدارد تا گیاهان و درختان از بین نروند . جشن رپیثون همان جشن نوروز است و در وقتی که دیو سرما میرود و رپیثون شادمان به زمین باز میگردد و شادی بیشتر او بر این است ریشه های درختان و گیاهان را با گرمای وجود خود زنده نگاه داشته تا بتوانند دوباره جوانه بزنند و ریشه کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 8:41  توسط امینه . ص  | 

ایزدان :

پس از آفرینش امشاسپندان ،اورمزد ایزدان را آفرید که در مقابل آنها  دیوان قرار داشتند که زاده ی اهریمن   هستند . تعدادی خدایانی هستند که پیش از زردشت جنبه ی خدایی داشتند  مثل ( مهر (میترا ناهید ( آناهیتا ) ، وای ، تیشتر ( تیر )،  بهرام و رپیثون ) و بعضی ایزد ها با آئین دینی ارتباط داشتند مثل ایزد آتش و هوم .
اینکه در قسمت بالا گفته شده پیش از زردشت به این خاطر هست که در سنت های هندی میترا و یا آناهیتا و... خدایان کهن و قدیمی اون مناطق بوده اند ولی در سنت دینی زردشت در رده پایین تر از اورمزد قرار میگیرد چون زاده ی او به حساب می آیند . ایزدان اساطیری توصیف شدند اگر چه توصیفات انسانی هم دارند ولی ویژگی های اونها ورای انسانهاست مثلا یکی از این ویژگی ها ایزد میترا که هزار گوش و هزار چشم دارد . خدایان مهم که نام برده شده بر گردونه ای با چهار اسب سوارند و اسبها تناسبی با خدای گردونه ران دارند ، مثلا چهار اسب گردونه آناهیتا  ( ابر ، باران ، برف و تگرگ ) هستند .

در مطالب بعدی درباره ایزدان نام برده شده دو به دو گزارش خواهم داد .     

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 7:3  توسط امینه . ص  | 

سه هزار سال نخستین
 

الف ) دنیای روشنایی و نیکیها ( قلمرو اورمزد )
ب  ) دنیای تاریکی و بدی ها (قلمرو اهریمن )


امشاسپندان :

اولین آفریده های اهورامزدا امشاسپندان بود  که تعداد اصلی آنها 6تا بود ولی به هفت امشاسپند هم معروف بودند  به این دلیل که ایزد سروش را هم یکی از امشاسپندان معرفی میکردند گروهی هم خود اورمزد را به عنوان هفتمین امشاسپند  در راس انها قرار میدادند و برخی دیگر هم سپندمینو را به عنوان نخستین امشاسپند معرفی میکنند .
 
سپندمینو :
به معنی روح افزایش بخش و مقدس ، نماد اصلی اهورامزدا و روح و اندیشه ی او بشمار می رود .

 معرفی امشاسپندان اصلی :
 
 بهمن (وَهومَنَه )  : به معنی اندیشه نیک است پسر اهورا مزدا که در طرف راست او مینشیند و مشاور او بشمار میرود با چهار پایان و اندیشه نیک انسان ارتباط دارد . او اندیشه نیک را به ذهن آدمیان می برد و آنها را به سوی آفریدگار رهبری میکند و پس از مرگ نیز آنهایی که از آفریدگار رهبی کرده اند به بالاترین درجه بهشت می برد . همکاران او در میان ایزدان ، ایزد ماه و ایزد گوشورن و ایزد رام و سپهر هستند

اردیبهشت ( اَرته وَهیشته یا اشه وَهیشته )  : به معنی بهترین راستی است که نیایشها را زیر نظر دارد آنان که اردیبهشت را خشنود نکنند از بهشت محروم میشوند او برقرار کننده نظم است و نماینده این جهانی او آتش می باشد . یاران او ایزدان آذر ، سروش ، بهرام و نریوسنگ هستند .

شهریور (  خشَثرهَ وَئیریه ) : به معنی شهریاری و سلطنت مطلوب و مظهر توانایی ، شکوه ،سیطره و قدرت آفریگار است . نمادش فرمانروای بهشتی است . او بیچارگان و درماندگان را زیر نظر دارد  . همکاران او ایزد مهر و خورشید و آسمان است  او پشتیبان فلزات است و نماد زمینی او فلزات هستند .

اسپندارمد ، اسفندارمد (سِپَنتَه اَرمَئیتی ) : به معنی اخلاص و بردباری مقدس است . در سمت چپ اهورا مزدا است و دختر اوست با زمین ارتباط دارد و به خاطر همین اتباط به چهارپایان چراگاه میبخشد . نماد این جهانی او پارسیان هستند . وقتی فرزند پارسی متولد میشود او شاد است و وقتی زنان و دزدان بر روی زمین او را میروند آزرده میشوند . گفته شده در زمان منوچهر ، وقتی که افراسیاب آب را از ایرانشهر باز میدارد . سپندارمد به یاری منوچهر می شتابد .

خرداد  (هئوروَتات )  : به معنی تمامیت ، کلیت و کمال  و مظهری از مفهوم نجات برای بشر . آب را حمایت میکند . ایزد تیشتر و باد و فروهر همکاران او هستند .

اَمَُرداد ( اَمِرِتات ) : به معنی بیمرگی و رستگاری و جاودانگی است . سرور گیاهان است گیاهان را میرویاند و همکارانش رشن ، اشتاد و زامیاد هستند . خرداد و امرداد هر دو با هم نماینده رویش و زندگی هستند .

وَهومنه (بهمن ) و  ارته وهیشته (اردیبهشت) وخشثره وئیریه (شهریور )  این سه امشاسپند مذکر هستند و سه مورد دیگر مونث هستند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 0:39  توسط امینه . ص  | 

آفرینش اساطیر ایرانی

آفرینش بر اساس باورهای ایران باستان در محدوده ی دوازده هزار سال اساطیری انجام میگیرد .این دوازده هزار سال به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم میشود . در دوران نخستین ، عالم ، مینوی و در دورانهای بعدی مینوی و گیتی ( مادی ، جسمانی ، ملموس ، این جهانی ) است . در سه هزار سال اول جهان مینوی است و مکان و زمان و ماده و حرکت وجود ندارد . و از دو هستی سخن به میان می آید :
 1- جهان متعلق به اهورا مزدا که مجموعه ای از هر انچه ذهن میتواند راجع به خوبی فکر کند وجود دارد .
2-جهان متعلق به اهریمن که مجموعه ای  در ان هر انچه ذهن در مورد بدی فکر کند وجود دارد .

بدنیا آمدن اهورامزدا :
زروان در نوشته های پهلوی خدای زمان است ، اما او خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد راز و نیاز هایی می کند تا فرزندی با ویژگی های آرمانی اورمزد (اهورا مزدا ) داشته باشد که جهان را بیافریند . در پایان هزار سال بود که زروان به داشتن فرزندی مثل اورمزد شک میکند و همین شک او موجب بوجود امدن اهریمن میشود و به این خاطر نطفه ی اورمزد و اهریمن در بطن او بسته می شود . اورمزد نتیجه ی صبر و نیایشها و اهریمن میوه ی شک زروان بشمار میرفت . زروان پیمان میبندد که پسری را که نخست بدنیا بیاید فرمان روایی جهان را به او بسپارد . اهریمن که متوجه این فرمانروایی شد زودتر به دنیا آمد و زروان به قولی که داده بود وفا کرد و اهریمن فرمانروای نه هزار سال باقی مانده کرد به امید به اینکه در جنگی که در پایان جهان بین اهریمن و اهورامزدا رخ بدهد اورمزد پیروز خواهد شد و کل آفرینش را در دست خواهد گرفت .   

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 0:27  توسط امینه . ص  | 

پیش درامدی بر تاریخ اساطیری ایران :

 مهاجرت تاریخ ساز اریایی ها به آسیایه میانه به سوی سرزمین ما ایران در حدود 2000 سال پ.م بوده است  پس مهاجرت آریایی ها که اصطلاحا هند و اروپایی خوانده میشدند  در سرزمینهای مختلفی پخش شدند. گروهی به اورپا رفتند و گروه دیگر در اسیا سکنی گزیدند . گروه آسیایی را هند وایرانی نامیدند . سپس آیین زردشت در حدود 1000 تا 1200 پ.م ظهور کرد و خدایانی که ما پیش از زردشتی توصیفشان میکنیم در زیر لوای اعتقادات زردشتی قرار میگیرد و همگی در متنهای دینی ، آفریده ی مزدا معرفی میشوند . مزدا به معنی خرد و فرزانگی و اهورا یعنی سرور که در آغاز نام او قرار میگیرد و خود یکی از مجموعه خدایان پیشین بوده که زردشت لقب بالاترین خدا را برایش قائل شده و خدایان دیگر را زیر سلطه ی او قرار داده است .
دومزیل دانشمند اسطوره شناس فرانسوی وظیفه خدایان هندوایرانی را با طبقات سه گانه جامعه هند و اروپایی تطبیق داده است .که این خدایان به ایران تعلق ندارد و به خدایان هندی معروف است که خدایان دوران ودایی هند عبارتند از :

گروه اول خدایان فرمانروا و روحانی یا اسوره ها (اسوراها) :
 در راس این گروه ورونه خدای گنبد آسمان است بزرگترین و با ابهت ترین خداست مثل اهورامزدا که در ایران مورد ستایش و بزرگی واقع شده بود ورونه نیز اینگونه ستایش میشد آفریده هایی مانند امشاسپندان دارد که آدیته ها خوانده میشود .همکار او میتره یا میترا است که ترکیب میتره - ورونه ترکیب فرمانروایی و حکومت است . همکار دیگر ورونه ، رته ،  نماد نظم و ترتیب است که در ایران در شخصیت اردیبهشت ، یکی از امشاسپندان ظاهر میشود .از دیگر همکاران این گروه خدایان هندی میتوان به اریارمنه و بغه اشاره کرد .

گروه دوم خدایان ارتشتار یا دئوه ها (دیوها) :

خدایان جنگجو هستند که در راس انها ایندره قرار دارد که خدای طوفان است و بوجود آورننده ی باران های سیلابی . ایندره خدای جنگ و نبرد نیز به شمار می رود و پشتیبان آریاییان و همراه جنگجوی ودایی است

گروه سوم خدایان مظاهر طبیعت  :

جلوه های گوناگونی از طبیعت را جلوه می بخشند مانند اوشاس (ایزد سپیده دم ) ؛ سوریا و ساویتا و ویشنو (خدایانی که با خورشید ارتباط دارند) ؛ اگنی ( خدای آتش) ؛ سومه ( در ایران هومه )نماد نوشیدنی شفا بخش .
 در گذر این اندیشه ها به سرزمین ایران اسوره به اهورا تبدیل میشوند و با معنی سروربزرگ به عنوان لقب مزدا بکار میرود و آفریدگار بزرگ اهورا مزدا نامیده میشود در متنهای کهن ایران لقب اهورا به دوخدای دیگر هم اطلاق میشود
 :

1- میترا               2- اپام نپات ( تخمه آبها )

ولی این لقب مانند اهورا مزدا با نام انها ترکیب نمیشود .
دئوه ها نخست در ایران به صورت خدایان بیگانه و سپس خدایان دشمن در می ایند و سر انجام مفهوم امروزی دیو پیدا می کنند  به عبارت دیگر خدایان گروه دوم هندی یعنی دئوه ها در اندیشه های ایرانی به صورت دیوها در می ایند که در برابر خدایان اصلی ایران بخصوص امشاسپندان قرار میگیرند .
 درباره امشاسپندان و خدایان ایرانی بطور مفصل در مطالب بعدی گزارش خواهم داد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 9:44  توسط امینه . ص  |